یکی از اهداف اساسی برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران در حوزه اقتصاد دستیابی به رشد اقتصادی بالا و استمرار رشد آن در طول زمان است، چرا که دستیابی به رشد اقتصادی، منافع و مزایای فراوانی را نصیب یک کشور می‌نماید. اما دستیابی به رشد اقتصادی بالا و پایدار نیازمند پاسخ به این سوال است که چه عواملی باعث ایجاد و افزایش رشد اقتصادی می‌شوند؟ و یا به عبارت دیگر، نرخ رشد اقتصادی چگونه و از طریق چه عوامل و سیاست‌هایی تحت تاثیر قرار می‌گیرد؟

از نظر تاریخی، نخستین مفهوم و عامل تاثیرگذار بر رشد اقتصادی در الگوهای رشد، عامل سرمایه است و تغییرات تولید یا رشد اقتصادی با تغییرات انباشت سرمایه فیزیکی تبیین می‌شد، به گونه‌ای که هرچه تراکم سرمایه فیزیکی در کشوری بیشتر بود، انتظار می‌رفت رشد اقتصاد آن هم افزایش یابد. اما تجربه کشورهای پیشرفته و مطالعات مختلف در زمینه رشد اقتصادی کشورها در طول زمان یا در میان کشورها نشان می‌دهد که توضیح نرخ رشد اقتصادی فقط از طریق عوامل مرسوم مانند سرمایه نیروی کار، نتایج دقیق به دست نمی‌دهد و شاخص سرمایه انسانی (Human Capital Index) به عنوان یک متغیر اصلی باید وارد مدل‌های رشد شود. در واقع، تمام نوسانات اقتصادی فقط از ناحیه انباشت سرمایه فیزیکی قابل توضیح نیست و لذا، توجه به انواع سرمایه‌ها که سرمایه انسانی یکی از مهم‌ترین آنهاست، اهمیت خاصی دارد. پذیرش عامل سرمایه انسانی به عنوان یک جریان اصلی در ادبیات اقتصادی به اوایل دهه 1960 میلادی مربوط می‌شود، یعنی زمانی که اقتصاددانان تلاش کردند توضیح قانع‌کننده‌ای برای بخش عمده‌ای از رشد اقتصادی ارائه دهند که بدون توضیح باقی‌مانده بود.

براین اساس، شاخص سرمایه انسانی (HCI) هر ساله توسط مجمع جهانی اقتصاد (World Economic Foundation)، طبق الگوی طراحی شده و با بهره‌گیری از نظرات و آمارهای ده‌ها نهاد بین‌المللی، از جمله سازمان بهداشت جهانی، سازمان بین‌المللی کار یونسکو و ...، در کشورهای مختلف دنیا مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. شاخص سرمایه انسانی، کشورها را بر این اساس که چقدر سرمایه انسانی خود را در چهار بعد ظرفیت (Capacity)، بهره‌گیری (Deployment)، توسعه (Development) و دانش فنی (Know-how)، توسعه داده‌اند، در مقیاس 0 تا 100 ارزیابی و سپس رتبه‌بندی می‌کند.

از سوی دیگر، این سوال مطرح است که آیا رشد اقتصادی یا افزایش متغیرهای کمّی اقتصادی لزوماً باعث افزایش رفاه افراد جامعه و کاهش فقر و نابرابری و افزایش عدالت اجتماعی می‌شود یا خیر؟ پاسخ مشخصاً خیر است؛ زیرا ممکن است منافع حاصل از رشد اقتصادي و درآمد سرانه بالاتر یک کشور صرف بهبود رفاه افراد جامعه نگردد. از این رو، در سال 1990، شاخص توسعه انساني (Human Development Index)، به عنوان مقياس جديدي از توسعه و اندازه‌گيري آن جوامع در نظر گرفته شد. اين شاخص مبتني بر اين ايده اساسي است که لازمه دستيابي به زندگي بهتر، علاوه بر داشتن درآمد بالاتر، نیازمند پرورش و بسط استعدادها و ظرفيت‌هاي انساني است.

براین اساس، شاخص توسعه انسانی (HDI) هر ساله توسط برنامه پیشرفت و توسعه ملل متحد (UNDP) سنجیده می‌شود. این شاخص چکیده اندازه‌گیري‌هاي توسعه انسانی است و شامل میانگین موفقیت¬هاي بدست آمده در یک کشور را در در سه حوزه زندگی طولانی و سالم (Long and Healthy Life)، دستیابی به دانش (Knowledge) و استانداردهاي زندگی مناسب (Standard of Living)، اندازه‌گیری می‌کند.

با توجه به اهمیت این دو شاخص (HCI و HDI) در زمینه توسعه و رشد کشورها، بدیهی است ترسیم تصویری روشن از وضعیت کشور در این زمینه و تغییرات آنها در طول زمان، می‌تواند به دولتمردان، سیاست‌گذاران و تصمیم‌سازان کشور در امر تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری یاری رساند. براین اساس، فارغ از نقدهای وارده به هر یک از این شاخص‌ها، و همچنین با عنایت به این که برخی شاخص‌‌ها و موضوعات بایستی متناسب با شرایط کشور و نیاز تصمیم‌گیران کشور به شاخص‌‌های بین‌المللی افزوده شود، "پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی"، با همکاری و حمایت "سازمان برنامه و بودجه کشور"، اقدام به انجام یک پروژه مطالعاتی ملی (در زمینه رصد وضعیت کشور در بین کشورهای مختلف براساس الگوها و استانداردهای جهانی موجود و طراحی الگوی بومی و تعیین وضعیت استان‌های مختلف کشور در این خصوص) نمود و براساس نتایج بدست آمده، سامانه حاضر جهت انتشار نتایج بدست آمده طراحی گردید.

امید است،‌ راهنمایی‌های مشفقانه و نقدهای منصفانه سیاست‌گذاران و تصمیم‌سازان کشور از یک سو و جامعه علمی و صاحب‌نظران کشور از دیگر سوی، باعث غنای روز افزون حرکت آغاز شده گردد و نتایج حاصل از این کار بتواند گامی هر چند کوچک در راستای توسعه و رشد کشور باشد. انشاالله